کاش الان ک میخوابم دیگه بیدلر نشم و نجات پیدا کنم لز این ویرانه ی دنیا چ مرگ خوب و شیرینی ! بابا اینا هم بخوابن و بعد از اینکه از خواب بیدار شدن طبق معمول سر وصدا راه بندازن ک بقبه هم بیدار کنن و همه بیدلرشن و سرحال و خستگیشون رفته باشه بعد کم کم متوجه بشن ک من هنوز خوابم و هرچی هم میگذره بیدار نمیشم ....و بعد نمیدونم چ چیزی در انتظار خودمه اما اونا ....بالاخره باور میکنن عادت میکنن فراموش میکنن .نمیدونم چ اتفاقی برام میفته خوب یا بد اما حداقلش اینه ک ب خواست خود خود خدا از این دنیا ازاد میشم . از هرچی درد و غم و غصه و رنج و فکر و خستگی و از من ! فقط همین و بعد هیچ اتفاق خاص دیگه ای برای هیچکس و هیچ چیزی نمیفته . زمین همون زمین و اسمون و خورشید و پرنده ها و گل و دخترا و ادما و هوا و بارون و شب و روز و زمان و مکان و قانون طبیعت و نظم افرینش و همه و همه و همه چی سر جای خودش . و بد از اون مهم نیست ک چ بلایی سر جسمم بیاد هر چی اتیش بگیره یا بندازن تو دریا یا بندازن جلو حیوونا تا از گوشتم تغذیه کنن یا ب خاک بسپرن.. اینا دیگه فرقی نداره . چیزی ک خوبه اینکه روح تو ارامش و ارامش و ارامش و ارامش و ارامش و هم نشبن او باشه . و برای همیشه تمام ارتباطم با این دنیا قطع بشه و نه از حال و روز هیچ جیز و هیچ کس اگاه بشم و نه هیچ کس و هیچ چیزی از حال و روز من . و خوشبختی و شادی حقیقی دوباره ب روحم برگرده . ازاد باشم از همه چی ازاد ازاد . بی وزن و سبک ،پاک و پاک .و چ لذتی ک هیچ توصیفش نمیکنه .
برچسب: کاش,
نویسنده: ساحل زمانی